تبليغاتX
شعر

شعر

فصل هاي پيش از اين هم ابر داشت
بر كويرم بارشي بي صبر داشت
پيش از اينها آسمان گلپوش بود
پيش ازاينها يار در آغوش بود
اينك اما عده اي آتش شدند
بعد كوچ كوه ها آرش شدند

http://1341abcd.blogfa.com/


:ادامه مطلب:
نوشته شده در 90/11/08ساعت توسط غریب| |

 


:ادامه مطلب:
نوشته شده در 90/11/06ساعت توسط غریب| |

بدون شرح!


:ادامه مطلب:
نوشته شده در 90/11/06ساعت توسط غریب| |

بدون شرح

وقتیکه تورا دارم برایم سرما و گرما فرق نخواهد کرد و بهار را در دل یجبندان

زمستان در آغوش میگیرم ؟


:ادامه مطلب:
نوشته شده در 90/11/06ساعت توسط غریب| |

بدون شرح!!!!!

نوشته شده در 90/11/06ساعت توسط غریب| |

محبت یعنی این؟!!!!!!

نوشته شده در 90/11/04ساعت توسط غریب| |

 

بشنو از می چون حکایت می کند

 از خم وحدت روایت می کند


گر چه رنگارنگ باشد می, می است

 این کسی داند که سرمست از وی است


بگذر از نقش خیال و رنگ و بو

تا ببینی باده ها از یک سبو


:ادامه مطلب:
نوشته شده در 90/11/03ساعت توسط غریب| |

 گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

ای نگاهت نخی از مخمل و از ابریشم

چند وقت است که هرشب به تو می اندیشم

 به تو آری؛ به تو یعنی به همان منظر دور

 به همان سبز صمیمی به همان باغ بلور


:ادامه مطلب:
نوشته شده در 90/11/03ساعت توسط غریب| |

 

چون بود اصل گوهری قابـل

هیچ صیـقل نکـو ندانـد کـرد

سگ به دریای هفتگانه بشوی

خر عیسی گرش به مکه برند 
ــــ 
تــربـیـت را درو اثــر باشد

آهنـی را کـه بـدگهـر باشد

چون که تر شد پلیدتر باشد

چون بیـاید هنـوز خــر باشد

http://oyy.persianblog.ir

نوشته شده در 90/11/03ساعت توسط غریب| |

 گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net

شبای یلدا تو دستای منه

وقتی موهاتو نوازش می کنم

وقتی تو پیش دل من می مونی

باتموم دنیا سازش می کنم


:ادامه مطلب:
نوشته شده در 90/11/03ساعت توسط غریب| |

احسان ترابي

زمستان بود،هوای شهرمان ابری،غبارآلود صد فتنه

زمستان بود و کابوسی که آتش‌ها دوباره ردپاشان دست‌های کودکان خیمه را می‌سوخت

زمستانی که یاران قدیمی،- آه...قدیمی‌های همسنگر...-

زمستانی و سرمایی که یاران قدیمی نطفه‌ی تردید می‌بستند، درون حجله‌ی شومی، عروسش ماده گرگی پیر، همان بیدادِ استبداد

درون حجله می‌درّید دندانش ردای عهد و پیمان را

صدای پای مِه نزدیکتر می‌شد،خدایا وای، این قدیمی دوستان کف بر دهان آورده مشعل‌ها چرا خاموش می‌کردند؟

چرا در راه بیراهه؟چرا بر گرده‌ی مرکب به سوی درّه‌ای، ای وای،دوزخ بود.

زمستانی که بود و رفت.

خدامردی مسیحا‌ دم, عصایش نیل را بگشود.

کلامش نور می‌پاشید و «هل من ناصری» این بار، جوابش را هزاران سرو روییدند.

کلامش نور می‌پاشید و می‌پاشید و پاسخ سرو می‌رویید و می‌‌رویید

ابرهای فتنه بی‌جان، ماده گرگ پیر دندانش شکسته، موج‌های معرفت در اوج، جوشان و خروشان.

کودکان خیمه آسودند و آتش از عطش بر دامن رودی نمی‌افتاد.

خارها در حسرت پاهای کوچک ماند و خنجر در غلافش مرده است این بار.

قصه تا اینجا حکایت کرده است، اما خدایا کاش... یاران قدیمیمان،... خدایا کاش...

 

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


:ادامه مطلب:
نوشته شده در 90/11/02ساعت توسط غریب| |

بدون شرح!


:ادامه مطلب:
نوشته شده در 90/11/02ساعت توسط غریب| |

  خشکی به لب کشانده

بلور نمک را

سفيدی دندان خنده کرده دريا

از هوش رفته است ديريست

آواز پرنده را نمی يابد

خوابهايش بی مرز

پريانش را در شب مرده می بيند

عکس های بسیار زیبا و هنری از دریا


:ادامه مطلب:
نوشته شده در 90/11/01ساعت توسط غریب| |

این شعر یکی  از دوستان بسیار مهربون وخوبمونه توجه کنید چقدر قشنگ نوشته

=============

دل من را ديدي

من هماني بودم

كه از ان سوي حيات

در پس سختي ها

همچنان سخت واستوار

مي زدم فريادت

كه تويي هستي من

كه تويي ياور من

وتويي باور من

وتو اني بودي

كه سكوت مي كردي

مي نشستي بالا

تا فقط دم نزني

وسكوت هديه تو بود به من

تا دران رايحه دلتنگي

نشوي رسوا

نشوي كوتاه

تا كه فرياد زنم

اي همه هستي من

اي همه ياور من

و اي همه باور من

گر مرا مي بيني

گر مرا ميشنوي

گر مرا ميفهمي

نشاني بده كه ارام گيرم

ساقي عشقت شوم

وفقط با يادخودت ارام گيرم

http://zy-shereno.blogfa.com/

نوشته شده در 90/10/30ساعت توسط غریب| |

 عکس از وبلاگ:http://www.clhk.blogfa.com/

روی دلای آدما هرگز حسابی وا نكن
از در نشد از پنجره ، زوری خودت رو جا نكن
آدمكای شهر ما بازیگرایی قابلن
وقتش بشه یواشكی رو قلب هم پا می زارن


:ادامه مطلب:
نوشته شده در 90/10/26ساعت توسط غریب| |

قالب وبلاگ : قالب وبلاگ
 فال حافظ - فروشگاه اينترنتي - قالب وبلاگ